💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ‏ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ‏ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏

آیا این مقدار گذشت ممکن است؟

صفحه اصلی

ایمیل مطالب پروفایل مدیر رهبری پشتیبانی

سخنرانی استاد پناهیان
رژیم پهلوی
عاشورا و امام حسین
سینما و تلوزیون
امر به معروف و نهی از منکر
روزه
داستان ناب
توبه
اخبار
آیا می دانید ؟
احادیث ، روایات ، داستان
روزه
نبوت
کتاب و گفتۀ بزرگان
مذهبی
مهدویت
معاد
روایات ناب
احادیث ناب
دانلود سخنرانی
نرم افزار کاربردی موبایل
نماز
قرآن
احکام
امر به معروف و نهی از منکر
معاد
توحید
حق الناس
رشوه
اجتماعی
اثر منفی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج
تاثیر سایتها و فیلمهای غیر اخلاقی
مناجات حاج منصور ارضی
ازدواج
واقعیات جامعه غرب
نگاه
مهدویت
ابلیس
توحید
مد و مدگرایی
کتابهای بزرگان
موبایل
کتاب
دانلود
حجاب
مطالب جالب
حجاب
پزشکی
مشکلات مبتلا به
سید مهدی میر داماد
حجاب
نماز
گناه
قرآن
زکات
دیگر مطالب
نرم افزار
کتاب
کامپیوتر
نرم افزار
جهنم
محرم
ازدواج
اثر منفی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج
ابلیس
خمس
گناه
محرم
احکام
علمی
نگاه
ولایت


[Post_Tags_Title]




آیا این مقدار گذشت ممکن است؟

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : <-PostCategory->

ارسال نظر(0)

آیا این مقدار گذشت ممکن است؟


مرحوم حاج حسن بغدادی رحمه الله نقل می کرد: مادر بزرگ وپدر بزرگ من در ابتدای زندگی زناشوئی به عتبات مشرف می شوند. تمام آن عتبات مقدسه را

بوسیده و زیارت می کنند، و در هرکدام به اندازه لازم می مانند. در زیارت سامراء مادر بزرگ گرفتار می شود. مسئله بلد نبوده و نمی دانست چه باید کند؟ به در خانه مرجع تقلیدش آیت الله میرزای شیرازی اول می رود. آنجا هم خجالت می کشید، و دلش می خواست از خود جناب میرزا سؤال کند. پذیرفتند، و به اتاق خصوصی میرزا راهش دادند. میرزا بر سر سجاده بود. خانم وارد شد. چیزی نگفته بود که میرزا جواب مسئله اش را داد، و فرمود: از این در حرم وارد می شوی، همانطور که بسوی آن در دیگر در حال حرکت هستی سلام می گویی، و وداع می کنی، و بیرون می روی در هر صورت در حرم توقف نمی کنی. او جوابش را گرفته بود، و دیگر کاری نداشت؛ اما در این فاصله چشمش به مهر تربتی که در سجاده ی میرزا قرار داشت افتاده بود. مهر شکل غریبی داشت.

خیلی میل پیدا کرده بود که این مهر را داشته باشد. میرزا باز بدون مقدمه فرمود: دوست داری این مهر مال تو باشد. این را من وقتی که برای تعمیر سرداب مقدس حضرت حسین علیه السلام غسل کرده و وضو گرفته و احرام بسته و به سرداب مقدس مشرف شدم، از بخشی از قبر مطهر که شکاف پیدا کرده بود برداشته ام. حال اگر تو می خواهی آن را بردار و برو. این خانم با چه شوق و ذوقی این تربت  خالص را برداشته و به منزل برده و بعد هم به ایران آورده بود.

 

منبع : http://tehran.hodat.ir/?siteid=514&pageid=43301&newsview=53869


 

شنبه 14 تیر 1393

 

مطالب گذشته

·

جنایات رژیم پهلوی در حمایت از فرقه ضاله بهائیت ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

آیت‌الله مصباح یزدی:برخی مشکلات اعتقادی در مشکلات اخلاقی ریشه دارد ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

چادربیچاره ی من... ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

حجاب در کلام شهیدان ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

دختری که بخاطر حفظ دینش کچل کرد ! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

نظر دختران ایرانی خارج نشین در مورد حجاب ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

شعر ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

ناگفته هايي از مراسم خاکسپاري پيکر امام (ره) پس از 23سال ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

تاثیر جالب دعا بر مغز انسان! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

بیایید کمی مرد باشیم!!! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57




لطفا برای بهبودی وبلاگ نظر بدهید و اگر مطلبی دارید که مفید است به abdekhodam@yahoo.com ایمیل کنید تا با نام خودتان در وبلاگ درج شود ، با تشکر ، یا علی .




-------------------------- --------------------------


>