مستضعفین تی وی

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ‏ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ‏ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏

تحفۀ هوشیاری

صفحه اصلی

ایمیل مطالب پروفایل مدیر رهبری پشتیبانی

سخنرانی استاد پناهیان
رژیم پهلوی
عاشورا و امام حسین
سینما و تلوزیون
امر به معروف و نهی از منکر
روزه
داستان ناب
توبه
اخبار
آیا می دانید ؟
احادیث ، روایات ، داستان
روزه
نبوت
کتاب و گفتۀ بزرگان
مذهبی
مهدویت
معاد
روایات ناب
احادیث ناب
دانلود سخنرانی
نرم افزار کاربردی موبایل
نماز
قرآن
احکام
امر به معروف و نهی از منکر
معاد
توحید
حق الناس
رشوه
اجتماعی
اثر منفی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج
تاثیر سایتها و فیلمهای غیر اخلاقی
مناجات حاج منصور ارضی
ازدواج
واقعیات جامعه غرب
نگاه
مهدویت
ابلیس
توحید
مد و مدگرایی
کتابهای بزرگان
موبایل
کتاب
دانلود
حجاب
مطالب جالب
حجاب
پزشکی
مشکلات مبتلا به
سید مهدی میر داماد
حجاب
نماز
گناه
قرآن
زکات
دیگر مطالب
نرم افزار
کتاب
کامپیوتر
نرم افزار
جهنم
محرم
ازدواج
اثر منفی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج
ابلیس
خمس
گناه
محرم
احکام
علمی
نگاه
ولایت




صبر بر فقر

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

صبر بر فقر

آیت الله مجتهدی تهرانی

از رسول خدا(ص) سوال شد: کسی که فقیر است اما بر فقر خود صبر

می کند و جزای این شخص چیست؟ یعنی درباره ی فقر خود به کسی

چیزی نمی گوید و با نان خالی خود را سیر می کند جزای این شخص

چیست؟ حضرت(ص) فرمودند: در بهشت قصری است از یاقوت سرخ

که اهل بهشت همه آن را نگاه می کنند همانطور که ما ستاره های درخشان

را نگاه میکنیم. در این قصر کسی داخل نمی شود مگر پیغمبر فقیر یا

شهید فقیر و یا مومن شهید.

کسانی که وضع مالی خوبی ندارند خوشحال باشند و ناراحت نباشند و

صبر و تحمل کنند که صبر کردن بر فقر سبب آمرزش است...

 

چهارشنبه 21 خرداد 1393

 

دوستی که باعث چادری شدنم شده بود

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

دوستی که باعث چادری شدنم شده بود

دوستی که باعث چادری شدنم شده بود با این جمله به من تبریک گفت:"تو خوب بودی با چادر بهتر شد

پوششی معمولی داشتم مانتویی تا روی زانو به علاوه یک شال البته بدون آرایش.تا اینکه سال سوم راهنمایی که با یکی از همکلاسی هایم آشنا و

دوست شدم که ظاهری متین و چادری داشت بعد از مدتی هم نشینی با او ظاهر او بر من اثر گذاشت.او اهل مسجد بود گاهی به بهانه اینکه با دوستم

در مسجد قرار دارم با چادر از خونه خارج می شدم و به مسجد می رفتم.اما در مهمانی ها بدون چادر بودم با اینکه پوششم تغییر کرده بود و محجوب تر شده بودم.


 
دوستم که روز به روز با او صمیمی تر می شدم آدمی مذهبی و معتقد بود. به من گفت:"دوست دارم دوستی که دارم شبیه خودم باشه"دوستش داشتم

و به راهی که می رفت اطمینان پیدا کردم و با راهنمایی های حاج آقای مدرس حرف های دوستم برایم به اثبات رسید.(صحبت های پیش نماز مدرسه مون

بعد از هر نماز )تصمیمم را گرفتم . از پول توجیبی های خودم یک چادر مناسب خریدم و موقع رفتن به مدرسه در کوچه جلوی درب خانه بدون اطلاغ خانواده

چادرم را سرم کردم.

  اولین روزی که با چادر وارد مدرسه شدم همه همکلاسی ها به من لبخند زدند لبخند شیرین و محبت آمیز برای اینکه تغییر کرده بودم. دوستی که باعث

چادری شدنم شده بود با این جمله به من تبریک گفت:"تو خوب بودی با چادر بهتر شدی"بعد از مدتی مادرم اتفاقی مرا از روی تراس خانه دید که در کوچه

چادر سر می کنم و از چادر پوشیدنم با اطلاع شد. (پوشش من دقیقا برخلاف بقیه بود ) بعد از کلی صحبت و اعتراض ،من استوارتر از قبل چادر بر سر به

مدرسه می رفتم .

 

سال بعد از طرف آموزش وپرورش به حج مشرف شدم از آن به بعد به بهانه اینکه حاجیه خانم باید چادری باشد همه جا چادر می پوشیدم.بعد از گذشت

مدتی، پوششم در خانواده عادی شده بود دیگر حداقل باخانواده ام در رابطه با حجابم مشکلی نداشتم اما اطرافیانم به خاطر این مساله از صحبت کردن با

من اجتناب می کردند و علاوه بر این پاره ای از اوقات مرا مورد تمسخر قرار می دادند.

 
به تدریج مادرم را هم به چادر علاقه مند کردم .مثلا وقتی از حج برگشتم چون چادر می پوشیدم به مادرم گفتم:"زشته من چادر داشته باشم و شما نه.

،زشته دختر چادری باشه مادر مانتویی!"یا به بهانه های مختلف مادرم رو می کشوندم به مدرسه،اوایل هفته ای یک بار و گاهی حتی  هر روز! بهشون می

گفتم:"جلوی دوستام زشته چادر نپوشید!یا کتاب فلسفه حجاب شهید مطهری رو به مادرم دادم تا بخونه فکر کنین کسی که هرروز با چادر بیاد مدرسه

دخترش کم کم این چادر رو سرش ثابت میشه. 

 
چند روز ، به روز مادر مانده بود برای مادرم پارچه چادری خریدم و با یکی از چادر نمازهایش پیش خیاط بردم تا برایش بدوزد از اون جایی که یک مادر از هدیه ای

که فرزندش برایش خریده استفاده می کند مادر من هم از چادرش استفاده کرد وهنوز هم اون رو نگه داشته!از آن روزها سه یا چهارسال گذشته و در حال

حاضر من و مادرم هر دو با چادر وارد اجتماع می شویم.

 

منبع : http://tehran.hodat.ir/?siteid=514&pageid=43301&newsview=49837

 

چهارشنبه 21 خرداد 1393

 

ترسیدم (قصه ای از امیرالمومنین علیه السلام قصه ای زیبا و تاثیرگذار)

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

ترسیدم

    سه برادر نزد امام علی علیه السلام آمدند و گفتند میخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی. امام علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟ آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از زمین پدر اینها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه زدم و او مرد. امام علی علیه السلام فرمودند: بر تو حد را اجرا میکنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت دهید. پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی بجا گذاشته پس اگر مرا بکشید آن گنج تباه میشه، و به این ترتیب برادرم هم بعد از من تباه میشود. امیرالمومنین (ع) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را میکند؟ مرد به مردم نگاه کرد و گفت این مرد. امیرالمومنین (ع) فرمودند: ای اباذر آیا این مرد را ضمانت میکنی؟ ابوذر عرض کرد: بله. امیرالمومنین فرمود: تو او را نمیشناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا میکنم! ابوذر عرض کرد: من ضمانتش میکنم یا امیرالمومنین. آن مرد رفت . و سپری شد روز اول و دوم و سوم ... و همه مردم نگران اباذر بودند که بر او حد اجرا نشود... اندکی قبل از اذان مغرب آن مرد آمد. و در حالیکه خیلی خسته بود، بین دستان امیرالمومنین قرار گرفت و عرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون زیر دستانت هستم تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (ع) فرمودند:
     
    چه چیزی باعث شد برگردی درحالیکه میتوانستی فرار کنی؟
     
    آن مرد گفت: ترسیدم که بگویند "وفای به عهد" از بین مردم رفت...
     
    امیرالمونین از اباذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟
     
    ابوذر گفت: ترسیدم که بگویند "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم رفت...
     
    اولاد مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از او گذشتیم... امیرالمومنین علیه السلام فرمود: چرا؟
     
    گفتند: میترسیم که بگویند "بخشش و گذشت" از بین مردم رفت...
     
    و اما من این پیام را برای شما فرستادم تا نگویند "دعوت به خیر" از میان مردم رفت...

 

منبع : http://tehran.hodat.ir/?siteid=514&pageid=43301&newsview=53254

 

چهارشنبه 21 خرداد 1393

 

چگونه برای همیشه از شر تحریم بانکی خلاص شویم؟(مستندی پیرامون تسلط آمریکا بر اقتصاد جهان به واسطه دلا

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

 مستند استعمار دلار :

مستند خوبی است و پیشنهاد می شود حتما نگاه کنید.  این مستند در زمینه اقتصادی و بعضی مسائل سیاسی است و  پاسخ بسیار مناسبی به بسیاری از سوالات ما در زمینه اقتصادی و سیاسی می دهد .

 

پنج‌شنبه 15 خرداد 1393

 

نظر امام شافعی درباره حضرت علی (علیه السلام)

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

شخصی امام شافعی را ملاقات کرد و از او پرسید :

در حق علی چه میگویی ؟

در پاسخ امام شافعی گفت :

چه گویم درباره مردی که دوستان او از ترس دشمنانش مناقب و فضائل او را کتمان میکنند و دشمنان ، از راه کینه توزی مناقب او را کتمان نمودند ، در حالی که مناقب و فضائل او به اندازه ای است که خاور و باختر جهان را پر کرده است. (1)

 

سه‌شنبه 23 اردیبهشت 1393

 

بررسی پاره ای از فضائل امام علی

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

شاید یکی از نقطه ضعف هایی که از مسلمانی ما برمیخیزید این است که ما پس از 1400 سال هنوز نتوانسته ایم این گوهر بی همتا را بشناسیم و بفهمم که علی که بود ، چه اندیشه هایی داشت ، درد او چه بود ، اوج مظلومیت او در چه بود و ...

اجازه دهید کلامی را که امام شافعی در صحیح بخاری اورده است برای شما بازگو کنم :

شخصی امام شافعی را ملاقات کرد و از او پرسید : در حق علی چه میگویی ؟ در پاسخ امام شافعی گفت : چه گویم درباره مردی که دوستان او از ترس دشمنانش مناقب و فضائل او را کتمان میکنند و دشمنان ، از راه کینه توزی مناقب او را کتمان نمودند ، در حالی که مناقب و فضائل او به اندازه ای است که خاور و باختر جهان را پر کرده است. (1)

 

آری دوستان همه شما خوب میدانید که بنی امیه وقتی بر خاور و باختر چیره شدند و با تمام مکر و نیرنگ در خاموش کردن فضائل او کوشیدند و بر ضد او تشویق کردند و برای او کارها و عیبهای نکوهیده تراشیده و بر همه منبرها او را لعن کردند و ستایشگران او را نه تنها تهدید کردند ، که به زندان افکندند و کشتند و از روایت هر حدیثی که متضمن فضیلتی برای او بود یا خاطره و یاد او را زنده میکرد جلوگیری کردند. حتی از نامگذاری کودکان به نام علی منع کردند و همه این کارها بر برتری و علو و مقام او افزود.

بردران عزیز چه گویم درباره بزرگمردی که هر فضیلت به او باز میگردد و هر فرقه ای او را بر خود میکشد. به راستی اوست سالار فضائل اخلاقی

 

سه‌شنبه 23 اردیبهشت 1393

 

ادامه مطلب


دانلود مستند عمامه های انگلیسی / قسمت دوم

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

دومین قسمت عمامه های انگلیسی منتشر شد!

 عمامه های انگلیسی قسمت دوم

دومین قسمت از مجموعه مستند عمامه های انگلیسی پس از استقبال بی نظیر از قسمت اول ، منتشر شد.

آسیب‌شناسی جریان‌های افراطی و تاثیر آنها بر مکتب تشیع

توجه : بخش هایی از سخنرانی مورد استفاده در این قسمت ، متاسفانه سانسور شده است . در صورتی که سخنرانی بدون سانسور به دست ما برسد ، از آن در قسمت های بعدی استفاده خواهیم کرد...

زمان : 30 دقیقه

نکته : به ما گفته شده اسم سخنران را جایی نبریم ، دوستانی که اسم سخنران را میدونن لطفا جایی نشر ندهند .

دانلود:

download دانلود بازی Yaiba Ninja Gaiden Z برای PCدانلود با کیفیت متوسط و حجم 48 مگابایت (پیشنهاد می شود) 

download دانلود بازی Yaiba Ninja Gaiden Z برای PC دانلود از آپارات (اصلا پیشنهاد نمی شود)

download دانلود بازی Yaiba Ninja Gaiden Z برای PC دنلود از یوتیوب

قابل توجه وبمسترها : لطفا لینک دانلود را تغییر ندهید تا در شمارش تعداد دانلود ها مشکلی پیش نیاید.

برای دانلود قسمت اول اینجا کلیک کنید

 

 

 

مستند عمامه های انگلیسی جریان انحرافی افراطی شیعه دانلود مستند عمامه های انگلیسی   قسمت دوم



 

چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393

 

دانلود مستند عمامه های انگلیسی / قسمت اول

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

دانلود مستند عمامه های انگلیسی

آسیب‌شناسی جریان‌های افراطی و تاثیر آنها بر مکتب تشیع

بررسی اقدامات :

یاسر الحبیب ( شبکه فدک)

آیت الله سیدصادق شیرازی ( شبکه امام حسین)

محمد هدایتی ( شبکه سلام)

حسن اللهیاری (شبکه اهل بیت)

(توجه : این مستند در واقع ویرایش دوم کلیپ کمی در اعماق حقیقت می باشد)

 

…

خدا کند نشوم هم کلام بعضی ها
که لعنت است جواب سلام بعضی ها
اگر چه خادم بیت اله اند اما هست
به سوی کفر قعود و قیام بعضی ها
به طرز خوردن شام و شراب مربوط است
اصول و فقه و حلال و حرام بعضی ها
تمام فتنه عالم به دست این آل است
که هست در کف شیطان لجام بعضی ها
خدا گواست ز فعل حرام روئیده
تمام نطفه و لحم و عظام بعضی ها
شده تمام ؛ جنایات مصر و سوریه
به نام شیعه و سنی به کام بعضی ها
زخون شیعه پاراچنار تا بحرین
اضافه کن همه بر اتهام بعضی ها
هر آنکه در صدد اختلاف افکنی است
یکی ست منطق او با مرام بعضی ها
جوان شیعه اگر با بصیرتی نکند
بعید نیست بیفتد به دام بعضی ها
نظر به آیه (( بل هم اضل کن))و بنگر
خدا چه گفته به وصف مقام بعضی ها
شبیه عاقبت موج و صخره نزدیک است
سقوط سلطنت و انهدام بعضی ها
خدا کند که بیاید امام غایب ما
به هم زند ز پی و بن نظام بعضی ها
به این دلیل نکردم به نامشان تصریح
که داشت مشکل تطهیر نام بعضیها
شاعر:یاسررحمانی

…

دانلود :

download دانلود بازی Yaiba Ninja Gaiden Z برای PC  دانلود با کیفیت متوسط و حجم ۱۶۰ مگابایت (پیشنهاد می شود)

download دانلود بازی Yaiba Ninja Gaiden Z برای PC  دانلود با کیفیت پایین  (از آپارات)

download دانلود بازی Yaiba Ninja Gaiden Z برای PC  دانلود با کیفیت پایین (از یوتیوب)

قابل توجه مدیران سایت ها و وبلاگ ها : در هنگام کپی برداری لطفا لینک های دانلود را تغییر ندهید و بگذارید این مستند تنها از همین لینک ها دانلود شوند تا در شمارش تعداد دانلود ها مشکلی برای ما پیش نیاید . باتشکر

عمامه های انگلیسی قسمت دوم

 

 


http://www.fetan.ir
 

چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393

 

خاطره ای از حجت الاسلام پناهیان

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

خاطره ای از حجت الاسلام پناهیان

خاطره ای از حجت الاسلام پناهیان

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکن

گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی

ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم .

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن.

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم؟

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم.

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت.

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد.

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن.

آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه. سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم.

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم.

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم.

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.

مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم.

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم.

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه.

آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار می‌شدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه! گفتم: خارج چی؟

و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد…!

 

منبع : http://tehran.hodat.ir/?siteid=514&pageid=43301&newsview=49742

 

سه‌شنبه 09 اردیبهشت 1393

 

مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : [Post_Cat_Title]

ارسال نظر(0)

فارس گزارش می‌دهد
مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر

یک خانواده‌‌‌‌ مظلوم و غریب در همین حوالی و در بزرگترین کشور شیعی جهان با هزاران مشقت و زیر سنگین‌ترین هجمه‌ها، حسینیه‌ای را بنا کرده‌اند تا غریو نام زیبای «حسین(ع)» در روستایشان طنین‌انداز شود.

خبرگزاری فارس: مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر
 

خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: در همین نزدیکی در یکی از استان‌های جنوبی روستایی قرار دارد که حدود 400 خانوار دارد و فقط یک خانواده آن شیعه هستند. آن هم چه شیعه با معرفتی که در این زمانه نظیرشان کم پیدا می‌شود! این خانواده با اینکه خودشان فقیر هستند یک حسینیه کوچک در کنار منزلشان ساخته‌اند. این حسینیه با شرایط خاصش می‌تواند گوشه‌ای از مظلومیت اهل‌بیت(ع) را در مملکت شیعه به تصویر بکشد، با همکاری مسئول گروه جهادی مروجین مذهب با این خانواده مظلوم اما بلندهمت گفت‌وگو‌ کردیم که در ادامه می‌خوانید.

 

 

*خودتان را معرفی کنید:

- «ف.م» هستم که سه خواهر و سه برادر دارم.

*برادرانتان پیش شما هستند؟

-دو تا از آن‌ها در بندرعباس کارگر هستند، دیگری در خانه پدرزنش در نزدیکی ایرانشهر زندگی می‌کند و کار ندارد.

*در واقع شما اینجا تنها هستید؟

-همراه با پدر، مادرم و دو خواهر دیگرم اینجا زندگی می‌کنیم.

*روستای شما چند خانوار دارد؟

- حدود 400 خانوار است.

 

 فاصله میان منزل تا حسینیه

 

*شما تنها خانواده شیعه این منطقه هستید؟

-بله! حتماً حکمتی داشته است که ما اینجا باشیم تا از اباعبدالله الحسین(ع) یاد کنیم.

* شما به اینجا مهاجرت کردید؟

-پدرم مال این روستا نیست،‌ مادرم ساکن این روستا بوده، به همین دلیل پدرم در اینجا سکونت کرده است، همه ما در اینجا به دنیا آمده‌ایم.

*پدرتان از ابتدا سنی مذهب بوده است؟

-نه، ایشان از ابتدا شیعه بوده است.

*مادرتان چطور؟

-نه مادرم، چهار سالی می‌شود که شیعه شده است.

*اینکه شما تنها خانواده شیعه این روستا هستید، برای شما مشکلاتی نداشته است؟!

- چرا! در سال‌های اولی که حسینیه را راه‌اندازی کردیم، به ما خیلی فشار می‌آوردند، حتی موقعی که روحانی برای مراسم عزاداری به حسینیه می‌آمد، برخی افراد روی پشت‌بام می‌رفتند و مسخره می‌کردند، اما ما در مجالس با مهربانی نه با جنگ و دعوا برای آن‌ها توضیح می‌دادیم که این کار آن‌ها اشتباه است.

 

 نمای بیرونی حسینیه الزهرا(س)

 

 

*حسینیه را چگونه ساختید؟

-اول خانه و حسینیه یکی بود، برای ما هم سخت بود، اما تمام مراسم را توی حسینیه برگزار می‌کردیم، الان سه سالی می شود که حسینیه ساخته‌ایم.

*در حسینیه چه مراسم‌هایی برگزار می‌کنید؟

- در ایامی که روحانی و مداح می‌آید -فاطمیه، محرم، صفر و ماه رمضان- مراسم می‌گیریم و خرج می‌دهیم، از خواندن زیارت عاشورا، دعای توسل گرفته تا دعای ندبه و خواندن دعای جوشن کبیر در ماه رمضان، اگر موقعی هم روحانی نداشته باشیم، نوار می‌گذاریم و با نوار مراسم را برگزار می‌کنیم، برخی مواقع هم خودمان روضه می‌خوانیم، البته بعضی از مردم خودشان به حسینیه می‌آیند، برخی دیگر هم خودمان می‌رویم و دعوت‌شان می‌کنیم.

* غذا هم می‌دهید؟

- بله من و خواهرم آشپزی می‌کنیم.

* مراسم را برای چه کسانی برگزار می‌کنید، با توجه به اینکه شما تنها خانواده شیعه این روستا هستید؟!

- بعضی از اهل سنت روستا هم در مراسم ما حضور پیدا می‌کنند، برای خانم‌های روستا کلاس قرآن می‌گذاریم، البته چند نفری هم شیعه شده‌اند و بعضی هم دوست دارند که شیعه شوند، اما پدر و مادرشان اجازه نمی‌دهند.

 

  نمایی از روستا

 

*رفتار مردم روستا با شما چگونه است؟

-اکثر افراد این روستا بر ضد ما کار می‌کنند، مثلاً وقتی روحانی اینجا می‌آید، اعتراض می‌کنند. به ما می‌گویند برای چه اذان پخش می‌کنید، چرا تنها برای یک خانواده اذان پخش می‌کنید؟!

* با وجود این همه سختی چرا از این روستا نمی‌روید؟

-درست است که ما تنها خانواده شیعه این روستا هستیم، اما به خاطر برپا داشتن مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) هیچ وقت راضی نیستیم محل را ترک کنیم،‌ ‌اگر ما روستا را ترک کنیم، دیگر نامی از اهل‌بیت(ع) برده نمی‌شود.

*ممکن است که شما در این مسیر خیلی اذیت شوید؟!

-ما به خاطر زنده نگه داشتن اسم اباعبدالله(ع) این روستا را ترک نمی‌کنیم، هر چقدر هم به ما فشار بیاورند و اذیتمان کنند، هرگز بر نمی‌گردیم.(با تحکم خاص)

* با اینکه شما در مضیقه مالی قرار دارید،‌ اما در مراسم خرجی می‌دهید!

- اگر کسی از افراد خانواده درآمدی داشته باشد و پولی به دستمان برسد و روز شهادت یکی از ائمه نزدیک باشد، آن پول را خرج نمی‌کنیم و در مراسم ائمه خرج می‌کنیم.

*فقط شیعه‌ها در مراسم شما حضور پیدا می‌کنند؟

-نه سنی‌ها هم می‌آیند، هنگامی که برای مراسم ناهار یا شام درست می‌کنیم، اهالی روستا می‌آیند و غذا می‌گیرند.

 

آشپزخانه

 

* این گونه که بر می‌آید، شما برای تأمین هزینه‌های زندگی در مضیقه هستید؟

-بله! مدتی است که پدرم دیگر کار نمی‌کند، البته خدا می‌رساند و اعتقاد داریم که اهل بیت(ع) ما را تنها نمی‌گذارند.

*شما دست‌نوشته‌هایی دارید، این‌ها را برای چه نوشته‌اید؟

-راستش یک‌سری حرف‌ها توی دلم بود و از خدا می‌خواستم کسی اینجا بیاید تا درد دل‌هایم را به او بگویم که ما چقدر در این روستا سختی می‌کشیم، برای همین هر چیزی که به نظرم می‌آمد یا در دلم بود را می‌نوشتم تا چیزی از قلم نیفتد.

*برای امام زمان(عج) هم نوشته‌اید؟

-بله! بعد از نماز و خواندن دعای فرج در دفترم درد دل‌هایم را یادداشت می‌کنم، هنگامی که پیش خودم فکر می‌کنم و به یاد سختی‌های مراسم عزاداری و گرمای بیش از حد اینجا می‌افتم، می‌بینم که این سختی‌ها با سختی‌هایی که امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) کشیدند، قابل مقایسه نیست، درست است که این شرایط سخت است، اما این سختی‌ها کجا و آن کجا!

*در همین روستا درس خواندید؟

- نه در روستای دیگری

* این روستا مدرسه هم دارد؟

-بله! تا مقطع راهنمایی دارد

* شما تا چه مقطعی درس خواندید؟

- دیپلم دارم.

*حوزه علمیه هم رفتید؟

-بله، هنگامی که دبیرستان بودم، صبح‌ها به مدرسه و بعد از ظهر‌ها حوزه علمیه می‌رفتم، از آنجایی که در آن مدرسه بیشتر اهل سنت بودند، خیلی ما را اذیت می‌کردند و از اینکه من حوزه می‌رفتم خیلی ناراحت بودند، برای همین جوری حوزه می‌رفتم که آن‌ها متوجه نشوند.

 

 منزلی که در ابتدا هم حسینیه بود و هم خانه

 

*با ماشین به مدرسه می‌رفتید؟

-نه یک ساعت و نیم با پای پیاده به مدرسه می‌رفتم و حوزه هم از مدرسه خیلی فاصله داشت، خیلی اذیت می‌شدم.

*مثل اینکه چند نفر از اهالی را شیعه کردید؟

-در حوزه که درس می‌خواندم، ماه رمضان که می‌شد می‌گفتند بروید احکام را بگویید، من هم می‌رفتم و به اهالی روستا می‌گفتم بیایید تا قرآن یادتان بدهم،‌خواندن قرآن در ماه رمضان ثواب دارد، در کنار قرآن از اهل‌بیت(ع) می‌گفتم و می‌گفتم که حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(ع) چگونه شخصیتی هستند.

وقتی اینجا می‌آمدند می‌گفتند رفتار شما خیلی خوب است،‌در حالی‌ که مولوی‌های ما اخلاقشان تند است، من هم می‌گفتم این اخلاق و رفتار تأثیرش از اهل‌بیت(ع) است، چرا که آن‌ها الگوی ما هستند، خلاصه کم کم با آن‌ها صحبت می کردیم و می‌گفتند که می‌خواهیم شیعه شویم، البته بعضی از آن‌ها که مریض بودند و شفای خود را از اهل‌بیت گرفتند، شیعه شدند و ما هم راهنمایی کردیم.

* فامیل‌های شما هم شیعه هستند؟

- نه اکثرا سنی هستند.

*رفت و آمد دارید؟

- بعضی از فامیلهای مادرم به خاطر اینکه شیعه شده‌ایم با ما قهر کرده‌اند.

*همسر شما شیعه است؟

-بله! البته دو دختر عمو دارم، بعد از اینکه ازدواج کردند‌، با اجبار همسرشان سنی شدند، برای همین من با یک شیعه از یک استان دیگر ازدواج کردم، چرا که در فامیل خودمان خواستگار شیعه نداشتم، الان هم خواهر بزرگترم به خاطر همین مشکل 28 سال دارد، اما ازدواج نکرده است، البته خواستگارهای سنی دارد که حاضرند سه میلیون تومان هم به پدرمان بدهند، اما مادرم می‌گوید اگر دخترم شصت سالش هم شود، او را به سنی نمی دهم، خواهرم حاضر است با یک شیعه کور ازدواج کند اما با سنی ازدواج نکند.

* شرطی هم گذاشتید؟

-بله! با امام حسین(ع) عهد بسته‌ایم که هر گاه شوهر کردیم، باید ماه رمضان، محرم و صفر اینجا باشیم تا در حسینیه مراسم عزاداری برگزار کنیم تا اسم اهل بیت(ع) همیشه اینجا باشد.

*یعنی به همسرتان این شرایط را گفتید؟

- بله وقتی خواستگاری آمدند، گفتم که من در این ایام باید اینجا باشم، زیرا با اباعبدالله(ع) عهد بستم که هر کجا باشم این ایام را اینجا باشیم.

* از امام حسین(ع) چه ‌درخواستی کردید؟

- گفتم: یا اباعبدالله ما در یک روستایی هستیم که خیلی مظلومیم، البته هر چقدر مظلوم باشیم به پای مظلومیت شما نمی‌رسد. (گریه بسیار)

 

موانع ایجاد شده برای تردد این خانواده شیعی

 

* آب شما را بستند؟ در ماه رمضان آب نداشتید؟!

-  بله لوله آب ما را بریدند و ما در ماه رمضان آب نداشتیم و مجبور بودیم برویم از یک چشمه آب بیاوریم، یک چاه آب زده بودیم، اما آن‌ها رفتند و یک کم آن طرف‌تر چاه زدند و 3 تا پمپ گذاشتند که باعث شد چاه آب ما خشک شود، راه‌های اصلی به سمت خانه ما را با چوب بستند تا هنگامی که روحانی به حسینیه ما می‌آید نتواند به راحتی عبور کند.

*شما بیشتر از نبود روحانی ناراحت هستید تا نبود امکانات مانند آب و برق!

-روحانی وقتی اینجا می‌آید، به طبع آن مراسم عزاداری با شکو‌ه‌تر است و ذکر اباعبدالله(ع) گفته می‌شود، ولی وقتی روحانی نیست، نمی‌توانیم مراسم خوبی برگزار کنیم.

*به نظر شما اینجا شبیه کربلا نیست،‌ آب و راه را به روی شما می‌بندند و هوا به شدت گرم است!

- (گریه)

* همیشه چادر می‌پوشید؟

- بله

* در گرما اذیت نمی‌شوید؟

- درست است که در گرما اذیت می‌شویم، اما باید این حجاب و عفاف باشد.

* در شهر، برخی بانوان با اینکه شیعه هستند اما حجاب درستی ندارند، شما چطور در این گرمای زیاد حجابتان این گونه است؟

- ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است/ ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است

از آنجایی که خانه‌ ما روی بلندی قرار دارد، اگر لباس و چادرمان رنگی باشد، جلب توجه می‌کند و می‌گویند ببینید شیعه‌ها چطوری هستند!

* از ابتدا این مکان را برای زندگی انتخاب کردید؟

-بله، اینجا برای پدربزرگ مادریم بود، پدرم اینجا را درست کرده، با الاغ وسیله‌ها را بالا آورد و ما هم بلوک را بالای سرمان می‌گذاشتیم و می‌آوردیم و به سختی این حسینیه را درست کردیم.

 

نمای درونی حسینیه الزهرا(س) روستا

 

*وضعیت حسینیه شما خیلی بهتر از خانه شماست؟!

ـ این دو اتاق از ابتدا بوده و خیلی قدیمی است، داخلش که بروید، سیمان‌هایش ریخته و دیوارش ترک خورده است.

*چرا حسینیه تفاوت زیادی با محل زندگی شما دارد؟

-  برای اینکه مکان مجلسی که برای اباعبدالله الحسین(ع) گرفته می‌شود، باید خوب باشد، ما هرگز راضی نمی‌شویم که خودمان در جای بهتری باشیم، نه این کار را نمی‌توانیم بکنیم، آنجا باید خیلی خوب باشد تا مردم به کوچکترین بهانه‌ای دور نشوند.

*از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، متشکریم.

- از زحمات شما و حجت‌الاسلام رضایی برای سر زدن به حسینیه الزهرا(س) نهایت تشکر را دارم، امیدوارم که خداوند ما را از پیروان راستین امیرالمؤمنین(ع) و خانم فاطمه زهرا(س) قرار دهد.

 

نمای درونی منزل

به گزارش فارس، گروه جهادی «مروجین مذهب» ترویج مذهب در مناطق محروم را هدف اصلی خود قرار داده‌اند و این خانواده و محرومین دیگر این شهرستان را مورد حمایت مادی و معنوی خود قرار می‌دهند، علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر از فعالیت‌های این گروه و کمک به خانواده مذکور به نشانی www.seza.ir مراجعه کنند.

انتهای پیام/ک

 

شنبه 09 فروردین 1393

 

مطالب گذشته

·

جنایات رژیم پهلوی در حمایت از فرقه ضاله بهائیت ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

آیت‌الله مصباح یزدی:برخی مشکلات اعتقادی در مشکلات اخلاقی ریشه دارد ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

چادربیچاره ی من... ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

حجاب در کلام شهیدان ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

دختری که بخاطر حفظ دینش کچل کرد ! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

نظر دختران ایرانی خارج نشین در مورد حجاب ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

شعر ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

ناگفته هايي از مراسم خاکسپاري پيکر امام (ره) پس از 23سال ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

تاثیر جالب دعا بر مغز انسان! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

بیایید کمی مرد باشیم!!! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57




لطفا برای بهبودی وبلاگ نظر بدهید و اگر مطلبی دارید که مفید است به abdekhodam@yahoo.com ایمیل کنید تا با نام خودتان در وبلاگ درج شود ، با تشکر ، یا علی .





>