💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ‏ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ‏ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏

گرسنگی شکم وشهوت

صفحه اصلی

ایمیل مطالب پروفایل مدیر رهبری پشتیبانی

سخنرانی استاد پناهیان
رژیم پهلوی
عاشورا و امام حسین
سینما و تلوزیون
امر به معروف و نهی از منکر
روزه
داستان ناب
توبه
اخبار
آیا می دانید ؟
احادیث ، روایات ، داستان
روزه
نبوت
کتاب و گفتۀ بزرگان
مذهبی
مهدویت
معاد
روایات ناب
احادیث ناب
دانلود سخنرانی
نرم افزار کاربردی موبایل
نماز
قرآن
احکام
امر به معروف و نهی از منکر
معاد
توحید
حق الناس
رشوه
اجتماعی
اثر منفی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج
تاثیر سایتها و فیلمهای غیر اخلاقی
مناجات حاج منصور ارضی
ازدواج
واقعیات جامعه غرب
نگاه
مهدویت
ابلیس
توحید
مد و مدگرایی
کتابهای بزرگان
موبایل
کتاب
دانلود
حجاب
مطالب جالب
حجاب
پزشکی
مشکلات مبتلا به
سید مهدی میر داماد
حجاب
نماز
گناه
قرآن
زکات
دیگر مطالب
نرم افزار
کتاب
کامپیوتر
نرم افزار
جهنم
محرم
ازدواج
اثر منفی دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج
ابلیس
خمس
گناه
محرم
احکام
علمی
نگاه
ولایت


[Post_Tags_Title]




گرسنگی شکم وشهوت

نویسنده : tohfeyehushyari

موضوع : <-PostCategory->

ارسال نظر(0)

گرسنگی شکم وشهوت

 

حضرت حجة الاسلام والمسلمین مروج الاسلام و الدّین حاج شیخ غلامرضا فیروزیان فرمودند:

 تابستان سال 1323 در ونک مستوفى منبر میرفتم. امام جماعت آنجا سید بزرگوارى بود که اَلان با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش ‍ کرده ام.بین گفتگوهایى که با هم داشتیم تعریف کرد: که یک روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز کردم ، خانمى نیمه برهنه و بى حجاب و آرایش کرده و دست و سینه باز را مقابل خود دیدم، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنایى کنم. فکر کردم همین که در خانه یک روحانى با این قیافه آمده شاید معایب بى حجابى را نمیداند : و شاید بتوانم نصیحتش کنم.

 سرم را پائین انداخته و گفتم بفرمائید، داخل اطاق شده نشست، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال کرد. من گفتم خانم من هم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب دادید من هم جواب مى دهیم گفت: شما از من؟ گفتم بله. گفت بفرمائید؟


گرسنگی شکم وشهوت

 

حضرت حجة الاسلام والمسلمین مروج الاسلام و الدّین حاج شیخ غلامرضا فیروزیان فرمودند:

 تابستان سال 1323 در ونک مستوفى منبر میرفتم. امام جماعت آنجا سید بزرگوارى بود که اَلان با گذشت ، 55 سال نامش را فراموش ‍ کرده ام.بین گفتگوهایى که با هم داشتیم تعریف کرد: که یک روز صداى در منزل بلند شد، وقتى آمدم در را باز کردم ، خانمى نیمه برهنه و بى حجاب و آرایش کرده و دست و سینه باز را مقابل خود دیدم، خواستم درب را ببندم و به او بى اعتنایى کنم. فکر کردم همین که در خانه یک روحانى با این قیافه آمده شاید معایب بى حجابى را نمیداند : و شاید بتوانم نصیحتش کنم.

 سرم را پائین انداخته و گفتم بفرمائید، داخل اطاق شده نشست، و مسئله اى در مورد ارث از من سئوال کرد. من گفتم خانم من هم از شما مى خواهم مسئله اى بپرسم اگر جواب دادید من هم جواب مى دهیم گفت: شما از من؟ گفتم بله. گفت بفرمائید؟

 گفتم : شخصى در محلى مشغول غذا خوردنست غذا هم بسیار مطبوع و خوشبو است، گرسنه اى از کنار او مى گذرد، پایش از حرکت مى ایستد جلوى او مى نشیند شاید تعارفش کند، ولى او اعتنا نمى کند.

 شخص گرسنه تقاضاى یک لقمه میکند او میگوید: غذا متعلق به من است و نمى دهم هر چه التماس مى کند او به خوردن ادامه میدهد، خانم این چگونه آدمیست ؟

گفت: آن شخص بی رحم از شمر بدتر است.

 گفتم: گرسنه دو جور است، یکى گرسنه شکم و یکى گرسنه شهوت.

جوان عزب و گرسنه شهوت، خانم نیمه برهنه و زیبائى را مى بیند که همه نوع عطرها و آرایش هاى مطبوع دارد، هر چه با او راه میرود شاید خانم توجهى به او بکند و مقدارى روى خوش به او نشان بدهد، به جوان اعتنا نمى کند. جوان اظهار علاقه میکند، زن محل نمى گذارد، جوان خواهش ‍ مى کند، زن میگوید: من نجیبم و حاضر نیستم با تو صحبت کنم . جوان التماس میکند، زن توجه نمى کند. این خانم چگونه آدمى است ؟

خانم فکرى کرد و از جا حرکت کرد و از خانه بیرون رفت.

 فردا درب منزل صدا کرد، رفتم در را باز کردم ، دیدم سرهنگى دم در ایستاده و اجازه ورود مى خواهد، وقتى وارد اطاق شد و نشست. گفت : من شوهر همان خانم دیروزى هستم، وقتى که با او ازدواج کردم چون خانواده اى مذهبى بودیم از او خواستم با حجاب باشد ، گفت: بعد از ازدواج ،  ولى آنچه به او گفتم و خواهش کردم تهدید کردم، زیر بار نرفت ولى دیروز آمد و از من چادر و پوشش اسلامى خواست، نمى دانم شما دیروز به او چه گفتید: ماجرا را به او گفتم: او با خود عبایى آورده بود. به من داد و تشکر کرد و رفت.

 اگر ما بیایم و کمی به اعمالمان بیشتر فکر کنیم و این خودخواهی ها را کنار بگذاریم خیلی ها را از عذاب  و گناه  و زحمت نجات خواهیم داد

منبع : tebyan.net

 

دوشنبه 16 مرداد 1391

 

مطالب گذشته

·

جنایات رژیم پهلوی در حمایت از فرقه ضاله بهائیت ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

آیت‌الله مصباح یزدی:برخی مشکلات اعتقادی در مشکلات اخلاقی ریشه دارد ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

چادربیچاره ی من... ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

حجاب در کلام شهیدان ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

دختری که بخاطر حفظ دینش کچل کرد ! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

نظر دختران ایرانی خارج نشین در مورد حجاب ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

شعر ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

ناگفته هايي از مراسم خاکسپاري پيکر امام (ره) پس از 23سال ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

تاثیر جالب دعا بر مغز انسان! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57

·

بیایید کمی مرد باشیم!!! ارسال در : پنج‌شنبه 04 تیر 140521:57




لطفا برای بهبودی وبلاگ نظر بدهید و اگر مطلبی دارید که مفید است به abdekhodam@yahoo.com ایمیل کنید تا با نام خودتان در وبلاگ درج شود ، با تشکر ، یا علی .




-------------------------- --------------------------


>